|
منو
نوشته های پیشین
پیوندها
تبلیغات
|
به زودی نام گروه از "زاویه" به "کرنر" تغییر خواهد کرد. |+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ چهارشنبه هشتم آذر 1385 | گروه گرافیک کرنر: استاد غلامحسین سهرابی
در راستای معرفی هنرمندان نامی خراسان، جمعه 18 فروردین 1385 مصاحبه ای با استاد غلامحسین سهرابی به انجام رسید که مشروح آن را می توانید در زیر مشاهده کنید : وی اهل بروجرد است وهفت سالی می شود که در مشهد تدریس فعالیت هنری دارد. - با عرض سلام از خودتان شروع می کنیم. چه عاملی باعث شد که این راه را انتخاب کنید؟ - شاید بتوان گفت آغاز کار من از 18 سالگی بود با طراحی های ساده شروع کردمو خواهرم انگیزه ی مهمی برای ادامه بود تااینکه به دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافتم و در زمینه ی نقاشی مدرک لیسانس خود را در یافت کردم.- هنر هفت شاخه دارد تمرکز کار هنری شما بیشتر روی کدام یک از این شاخه ها بوده است؟ - کار هنری من روی نقاشی و مجسمه سازی متمرکز است. شاید بتوان گفت در درجه ی اول نقاشی.- مسلم است که کارهایی را به سفارش افراد یا مؤسسات انجام داده اید. عکس العمل و برخورد آن ها در قبال کار شما چگونه بوده است؟ خوب یا بد؟ - البته بی مهری هایی هم وجود دارد ، ارزش و قدر کار هنرمند گاهی درک نمی شود.- از اساتید و معلمانتان بگویید. اولین آنها و بهترین آنها؟ - شاید بتوان گفت اولین اساتید هنری من دانشجویانی بودند که به بروجرد می آمدند. برای نمونه می توان به آقای جواد بختیاری و عباس یزدی و حسن کیوان که حوالی سال 58 به بروجرد آمدند اشاره کرد. البته آقای جواد بختیاری خوشنویسی ماهر بود و اکنون از اساتید برجسته ی انجمن خوشنویسان ایران در تهران هستند.- با توجه به اینکه با هنرجویان جوان مشهدی سرو کار دارید سطح کیفی کار آنها را در یک قیاس کلی با کل کشور چگونه ارزیابی می کنید؟خوب ، متوسط یا ضعیف؟ - به نظر من در کل حالت متوسطی دارند.- آیا جای پیشرفت مشاهده می کنید؟ - مسلم است که جای پیشرفت وجود دارد.- چگونه؟ - با استفاده از اساتید بهتر تأمین شرایط آموزشی قوی تر.- به نظر شما سطح کیفی کار هنری ، هنرجویان مشهدی در چند سال اخیر بهتر شده یا نزول داشته یا فرقی را احساس نمی کنید؟ - به نظر من یک روال عادی را دنبال کرده است.- از عملکرد بنیادهای هنری علی الخصوص انجمن هنرهای تجسمی خراسان در حمایت از هنرمندان رضایت دارید؟ - خیر،البته کاری نمی توانند بکنند، چون پولی ندارند و بدون بودجه حمایت قابل قبول میسر نیست. البته ضعف مدیریتی هم وجود دارد، ولی مدیر لایق هم بدون تأمین مالی کار آمد نخواهد بود.- آیا اگر مدیریتی به شما پیشنهاد شود می پذیرید؟ - خیر، وقتی زمینه ی موفقیت در مدیریت فراهم نیست چرا با آبرویم بازی کنم ؟
- دوباره به خودتان باز می گردیم. بین عواملی چون ذوق، تجربه، تشویق دیگران و... عامل را در پیشرفت خود مؤثرتر می دانید؟ - انگیزه ی شخصی ، چون از دیگران چیزی ندیدم. اگر ذوق و انگیزه نبود پیمودن راه هم میسر نبود.- هر سفارشی را از هر کسی قبول وی کنید؟ واگر قبول کردید آیا به میزان دیگر آثار روی آن احساس و زحمت به خرج می دهید یا نه؟ - خیر، نه از هر کسی و نه هرکاری ! راجع به زحمت روییک کار باید گفت این یک امر نسبی است. وقتی سفارش خوبی نیست نیازی به صرف زحمت پای آن احساس نمی کنم. برای مثال وقتی به شما یک سفارش با دستمزد نا چیز داده شود مسلم است که خود را زیاد پای آن خسته نمی کنید.به قول معروف « هر چقدر پول بدی همون قدر آش می خوری » این امر اینجا هم صادق است.وقتی کاری برای کسی انجام میدهی که می دانی از یک تندیس فقط گل آنرا می بیند واحساس و ذوق و تجربه ی نهفته در اثر برایش بی ارزش است، انگیزه ی کافی برای به خرج دادن هنرت را نداری. ایراد هم از ندانستن است. خیلی ها خیلی چیز ها را راجع به هنر نمی دانند.- به نظر شما بین یک خوش نویس و پرده نویس چقدر فرق دارد؟ - البته که بین این دو فرق هست، و به تناسب آن توقعی هم که از یک خوش نویس داریم بالاتر است. جامعه باید یاد بگیرد و این فرهنگ را کسب کند که بین کار بازاری و هنری تفاوت بگزارد. مسلم است شما برای پرده نویسی سراغ خوش نویس نمی روید همچنانکه برای خوشنویسی سراغ پرده نویس.- اکنون فعالیت کارگاه های خصوصی هنری رو به افزایش است ( در مشهد ) به نظر شما این گسترش سودمند است یا لطمه می زند؟ - نمی توان گفت مضر است محدود کردن، کار درستی نیست.به تناسب اینکه این مراکز زیاد می شوند خود به خود فعالیت هنری هم زیاد می شود و این خود عامل پیشرفت است.- با توجه به وسعت و جمعیت مشهد به نظر شما امکانات و مجتمع های هنری مثل مجتمع هنری امام رضا (ع) نیاز را بر طرف کرده اند یا کافی نیست؟ - مراکز نسبت به جمعیت چند میلیونی مشهد کم است. مشهد شهر بزرگی است و باید در آن امکانات بیشتری فراهم گردد. البته تقاضا هم خیلی زیاد نیست . امروزه 98 درصد هنر جویان را خانم ها و دختران تشکیل می دهند. واین عدم توازن خیلی به صلاح نیست.- گفتید خانم ها از نظر کمی غالب ترند . از نظر کیفی چطور پسران معدود بهتر کار می کنند یا دختران پر جمعیت؟ - اگر چه اکثریت را خانم ها تشکیل داده اند ولی خیلی کم پیش می آید که با علاقه کار کنند. بیشتر به دنبال مدرک هستند.- مشهد پیشینه ای دراز دارد. اما رشد هنری در آن تا به حال خیلی بالا نبوده است چرا؟ - شاید به این خاطر که نمی گذارند. مشهد هنوز هم دانشگاه هنر ندارد. دانشکده ی هنر دانشگاه فردوسی در نیشابور بر پا شده است.- به نظر شما مراکز دولتی مثل شهرداری که موقعیت حمایت از هنرمندان را دارند به وظیفه ی خود عمل کرده اند؟ - خیر، هنرمندان درک نمی شوند. نمونه اش مبدان جانبازاست که طبق نظر شهرداری تندیسی که از نظر هنری کاری قوی محسوب نمی شود مورد استفاده قرار گرفته است. در حالی که بعد از چند ماه شهرداری در روزنامه آگهی داد که قرار است مجسمه ی میدان دوباره تعویض شود.- از خراسان خارج شویم و به ایران برسیم به نظر شما مجسمه سازان ایرانی توانایی حرف زدن به زبان نوین و مفهوم گرای خارج را دارند یا نه؟ - بله، ولی معدودند. این کار هر کسی نیست که در عین اینکه به فرهنگ، هنر و پیشینه ی تاریخی و مذهبی و ملی ایرانی احاطه دارد با زبان نوین دنیا حرف بزند. این هنرمندان خیلی کمند. مثل مرحوم ممیز در گرافیک. مجسمه سازی مدتی در تحریم بود تا اینکه به تازگی کارهایی در حال انجام گرفتن است.- آیا در مشهد مجموعه ای وجود دارد که از نظر مجسمه سازی در سطح بالا و حرفه ای باشد؟ - بله، مجموعه ی باغ نادری. اثر ابولحسن خان صدیقی که یکی از شاگردان کمال الملک بوده است. در کل مجموعه ی باغ نادری ترکیب شکیل و زیبایی از معماری و مجسمه سازی ارایه کرده که بسیار زیبا و ماندگار است.- با تشکر از شما به خاطر وقتی که در اختیار ما قرار دادید.
به همت گروه گرافیکی زاویه |+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ سه شنبه هفتم شهریور 1385 | گروه گرافیک کرنر: استاد حسین قائمی
مصاحبه با استاد قائمی نفر اول مسابقات خوشنویسی جهان اسلام
- از خودتان شروع می کنیم. خوشنویس را کی و کجا به صورت مبتدی و کی و کجا به صورت حرفه ای آغاز کردید؟ - از همان دوران ابتدایی مرحوم پدرم به عنوان اولین استاد خوشنویسی من بودند. ایشان خوش نویسی را به صورت سنتی به من آموزش دادند. در دوران راهنمایی و در طول تدریس درس هنر تمرین های پیشرفته تری در زمینه ی خوشنویسی داشتم. تا اینکه به عضویت انجمن خوشنویسان ایران در آمدم و خوش نویسی را به صورت کلاسیک و فنی ادامه دادم. - از اساتیدتان بگویید . - من تحت نظر اساتیدی چون استاد میرزاده در حلال اهمر و هادی حوری در زمینه ی خط شکسته. و استاد صحافی مقدم در همه ی خطوط تمرین خط می کردم. و نیز استاد صمدی که هنوز هم ماهی یکبار که مشهد میایند برای ده نفر از خوشنویسان برتر مشهد -که یکی از آنها من هستم- دوره های فنی برگزار می کنند. - از رشته ی تحصیلی خود بگویید آیا در زمینه ی خوش نویسی است ؟ - رشته ی دانشگاهی من الهیات است البته خوشنویسی و الهیات از هم جدا نیستند. خوشنویسی یک هنر مقدس دینی است. - و اما منحصرا درباره ی خوشنویسی: - چرا خوشنویسی در شمار 7 هنر نیامده است؟ - اصولا درمیان هنر ها بیشتر التفات و توجه معطوف به هنرهایی مثل نقاشی، مجسمه سازی- موسیقی و ... بوده است. و هنری مثل خوشنویسی معمولا در نوعی انزوا به سر می برده است. و توجه به آن نسبت به دیگر هنر ها کمتر بوده است. البته خوشنویسان در گذشته مثلا اگر کاتب دربار و سلاطین می شدند. از امتیازات ویژه ای برخوردار می بودند. اما این موارد بسیار محدود بوده است. سال گذشته برای نفر اول مسابقات کشوری قرآن کریم 64 سکه ی بهار آزادی به عدد سن پیغمبر در نظر گرفته شده بود در حالی که در همان سال در مسابقات کشوری خوش نویسی برای نفر اول تنها یک سکه در نظر گرفته شد. در حالی که شاید یک قاری حرفه ای شدن به 4 یا 5 سال زمان نیاز داشته باشد اما یک خوش نویس حرفه ای شدن ده ها سال. - آیا این سخن درست است که خوشنویسی هنری است که محصور در همان جامعه ایست که با آن خط می نویسند؟ و به سختی با دنیای خارج ارتباط برقرار می کند؟ - نمی توان اینطور گفت. خوشنویسی همه جا هست هر جا که خط و حروف هستند خوشنویسی هم هنر شناخته شده ایست. زبان های لاتین هم خطوط ویزه ای برای خوشنویسی دارند. - خوشنویسی ایران تا چه حد مقتبس از خوش نویسی اعراب است؟ - باید گفت که در حقیقت خوش نویسی اعراب مقتبس از خوشویسی ایرانیان است. حتی خط هایی مثل نسخ و حتی ثلث. مبدع این خطوط ایرانیان بوده اند. مبدعانی مثل یاقوت یا ابن مقله ی شیرازی (ثلث و نسخ) - اعراب این خطوط را از ما اقتباس کردند و البته به اوج رساندند. نستعلیق که کاملا مال ایران است. هنرمندان ترک در نسخ و ثلث مهارت زیادی دارند. و همینطور اعراب هم خوشنویسان بزرگی تربیت کرده اند. - آیا پیش از آنکه الفبای فارسی از عربی اقتباس شود هنر خوشنویسی در ایران وجود داشت؟ و آیا آثاری از آن دوره بر جای مانده است؟ - بله وجود داشته است. و کتب و نسخ قدیمی در مرکز آستان قدس رضوی هم اکنون موجود هستند. - آیا قواعد و اصولی که در خوش نویسی فراوان هستند جلو بروز خلاقیت را نمی گیرند؟ - در همه ی خطوط اصول و قواعدی وجود دارد که باید رعایت شود اما شکل اجرای آنها بستگی به خود هنرمند دارد. مثلا گاهی حرف ب که باید پنج نقطه کشیده شود خطاط میتواند این حرف را بسته به شرایط تا نه نقطه هم بکشد. - به خودتان بر میگردیم. - آیا تا به حال نمایشگاهی از آثار خود ترتیب داده اید؟ - بله. دو نمایشگاه انفرادی درآموزش و پرورش. بیش از دهها نمایشگاه جمعی در مشهد و ایران و جهان. مثلا در آلمان پاکستان آمریکا و ... - کار سفارشی هم قبول می کنید؟ - یک عده اینگونه هستند اما خوش نویسی کار رسمی من نیست. هم اکنون برای کلاس ها ی استاد صمدی من مبلغی را هم از جیب خودم خرج می کنم. تا خط را یاد بگیرم. - از عناوینی که تا به حال کسب کرده اید بگویید؟ - من تا کنون 130 عنوان کشوری استانی و جهانی کسب کرده ام. در سال 73 نفر اول مسابقات خط ثلث در میان تمام کشورهای اسلامی شدم. آقای عبادی هم که از شاگردان من هستند در 5 جشنواره اعم از جشنوارهای امام رضا (ع) غدیر جاوید و ... مقام هایی را کسب کرده اند. - آخرین تقدیری که از شما شد کی بود؟ - جشنواره ی سراسری صحیفه ی سجادیه در سطح کشوری. نفر اول شدم و تقدیر کمک هزینه ی سفر حج بود. - در یک جمله : - فرق بین خوش نویس و پارچه نویس؟ - خوش نویس، هنرمند است و پارچه نویس، کاسب. - در آخر می خواستم بگویم بهتر است به هنر خوشنویسی که تا حی در انزوا قرار گرفته است بیشتر توجه کنیم با توجه به اینکه این هنر ریشه در اعتقادات ما دارد. و هنری است که از بسیاری سطحی نگری ها که در بقیه هنر ها بروز کرده اند به دور مانده است. با تشکر از شما استاد محترم، به همت گروه گرافیکی زاویه. |+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ سه شنبه هفتم شهریور 1385 | گروه گرافیک کرنر: استاد کامبیز درم بخش
معرفی:
کامبیز درم بخش طراح/ کاریکاتوریست/ گرافیست/ سوابق کاری:
تعدادی از آثار:
|+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 | گروه گرافیک کرنر: مازيار زند
معرفی :
- مازيار زند
سوابق کاری : - طراحی و نظارت کنترل کیفی ساختمان در دفتر تکنیران سال 1377 نمایشگاهها : - نمایشگاه گروهی آثار دانشجویان معماری ، گالری جمشیدیه سال 1376
|+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ شنبه بیست و چهارم تیر 1385 | گروه گرافیک کرنر: استاد محمود جوادیپور
متولد تهران 1299 / دریافت لیسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا 1326 / دریافت درجه دکترا از شورای عالی فرهنگ 1344 / آغاز کار گرافیک از دوران دانشجویی 1322 / طراحی اوراق بهادار برای بانک ملی ایران و اوراق مشارکت برای چند شرکت دولتی 54 – 1323 / راهاندازی اولین گالری ایران با نام آپادانا (کاشانه هنرهای زیبا) بهمراه حسین کاظمی و هوشنگ آجودانی 1328 / طراحی و تصویرسازی برای نشریات متعدد و نیز کتابهای درسی دوره ابتدایی و دبیرستان برای وزارت آموزش و پرورش / در سال 1383 به همت فرهنگستان هنر نمایشگاهی به منظور تجلیل از این استاد گرانمایه در نگارخانه خیال برگزار شد. همچنین در 1384 به عنوان چهره ماندگار معرفی شد.
تعدادی از آثار استاد :
آرمشرکتنفتایران(1330) . انتشاراتخوارزمی(1346) . آرمشرکتبافندگی(1338) |+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 | گروه گرافیک کرنر: استاد صادق بریرانی
متولد بندر انزلی 1302 / در 16 سالگی نقاشی را از درویشی بنام امیرهوشنگ زرینکلک فراگرفت / قبولی در داشکده هنرهای زیبا 1326 / همکلاسی با سهراب سپهری و منوچهر شیبانی / دریافت درجه لیسانس از دانشکده هنرهای زیبا 1331 / دریافت درجه فوق لیسانس از دانشگاه ایندیای آمریکا 1338 / شروع کارهای خط – نقاشی با قلموی ابداعی خودش / دریافت جوایز متعدد از بیینالها و جشنوارههای جهانی / داوری چند بیینال جهانی از جمله بیینال برونو 1355 / تدریس در دانشکده هنرهای زیبا
تعدادی از آثار استاد :
|+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 | گروه گرافیک کرنر: علیرضا مصطفی زاده
علیرضا مصطفی زاده
متولد 1341 شرکت در : سومین تا هفتمین بینال گرافیک ایران . افتخارات : جایزه دوم طراحی پوستر از پنجمین سه سالانه طراحی گرافیک و پوستر اکراین . |+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ دوشنبه دوازدهم تیر 1385 | گروه گرافیک کرنر: استاد سید محمد ابوترابی
همیشه بهترین سینماگران استادترین ها در تئاتر هستند. طبیعی است، وقتی در کاری استاد خواهی بود، که از آغاز، آغاز کرده باشی. "گرافیک"، "معماری"، " نقاشی" و حتی "موسیقی" در هم تنیده اند. همه از یک روح، یک ذات و یک جوهرند. این قانون اینجا هم صادق است. بهترین گرافیست ها آنهایند که هنر را شناخته اند به جوهرش و نه به ظاهرش. گرافیک، نقاشی، سنت، و مدرن با هم معنا میشوند. و نقاش می تواند بهترین منتقد از دیگر هنرمندان باشد. اما یکی از آنان که هنر را از آغاز، آغاز کرده است.،استاد "سید محمد ابوترابی" است. بعضی شهرها ذاتا هنرپرورند و آنچه از دامانشان میروید زیباییِ هنر را، بدون آموزشی پیشین می شناسد. نیشابور، شهر قلمدان های مرصع، یکی از این دیارهاست. نام کمال الملک را شنیده اید. همان که هنر را در آزادی تنید. و با هنر گفت، آنچه را که باید میگفت. از گذشته ها بگذریم. "ابوترابی" این جا به دنیا آمد. دبیرستانی بود و فنی می خواند. از خودش شنیده ام، روزی زنگ هندسه نیاز به رسم دایره ای بر تخته سیاه بود. معلم گفت: «چه کسی می تواند یک دایره بکشد؟» همه گفتند: «ابوترابی»! میگفت: «چنان دایره ای کشیدم که وقتی با پرگار، آزمونش کردیم دستم قوی تر از پرگار می نمود.» من فکر می کنم، اینجور هنرمندان را هنر صدا میزند، نه آنکه مدعی باشند. به دانشکده ی هنرهای زیبای تهران راه یافت. لیسانس نقاشی خود را گرفت. جالب از همان اوایل کارش را بزرگ شروع کرد. «همکاری در نقش یک فرش نفیس به همت استاد حفیظی و استادی که همه می شناسیدش یعنی استاد حقیقی.» حوالی سال 76 بود که از اصفهان به مشهد آمد. اولین همکاری هایش در راه اندازی مجتمع فرهنگی هنری امام رضا (ع) مشهد بود. در عین تدریسِ هنر در دانشگاه آزاد اسلامی در مراکز مختلفی چون سوره، ارشاد و ... فعالیت داشت. و اکنون سمت کارشناس مسئول واحد هنرهای تجسمی حوزه و مشاور هنری در شهرداری مشهد را احراز کرده است |+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ جمعه هجدهم فروردین 1385 | گروه گرافیک کرنر: استاد مرتضی ممیز
مرتضی ممیز متولد 4/6/1315 تهران، میدان مولوی و فرزند محمدعلی و خانم کوچک، سرانجام در شب ِ 4/8/1384 چشم از جهان گرافیکی خود فرو بست. جهانی که خود ساخت و ساخت و به اتمام رساند. مرتضی ممیز در سال 44 از دانشکده هنرهای زیبای تهران فارغ التحصیل شد و سه سال بعد گواهینامه ی طراحی غرفه و ویترین و معماری خود را از مدرسه عالی هنرهای تزیینی ِ پاریس دریافت نمود. گفتنی است دوره اخذ لیسانس ممیز 11 سال به طول انجامید و ممیز در این دوره به کارهای مختلفی چون کار در آتلیه گرافیکی و... مشغول بود. سیمای کاریش در این دوره در آثار متعدد روی جلد و پوستر نمایان می نمود. آثارش در این زمان نگاهی نخبه گر و پیشرو داشت. همچنین درگیری های فکری ممیز با نسل قدیمی که گرافیک را در آثاری خرد و همه فهم ِ لاله زار درimages.google.com/images?q=tbn:EbMWcv5E7HwW2M:iricap.com/images/other/mehr15-Momayez.jpgک می کردند باعث گردید تا همواره با نظام گرافیکی ِ کم توانی در جامعه مواجه گردد که در آن گرافیست، تکنیسین خوانده می شد و اعتبار وی تنها به پول درک می گردید. شاید همین نظام کم توان باعث شد تا در سال 48 پیشنهاد ایجاد رشته گرافیک را به دانشکده ی هنرهای زیبا بدهد. بنیانگذاری این رشته برای دانشجویان هنر باعث گردید تا سیستم ناقص گرافیک که بدست ناتوان(و یا کم توان) نقاشان اداره می شد و می رفت به سمت انحطاط برود، جان بگیرد و تلاشی را برای پا گرفتن در خشکزارِ این سرزمین آغاز کند و در ادامه گرافیستهایی نوجو پدید آیند و برگ تازه ای از آثار گرافیک را بازگشایی نمایند. تا این زمان(1348) مرتضی ممیز به غیر از طراحی گرافیک برای کتابها و پوسترها، تلاشی را تحت عنوان مدیرهنری در مجلاتی چون ایران آباد(39) کتاب و کیهان هفته(40و41)، فرهنگ(40) کاوش(42و43)، نگین(44) آغاز نمود. مجلاتی که نحوه و سبک کاری ممیز را در جامعه تثبیت و معرفی نموده است. آثار ممیز در این دوره در کتاب هفته به چنان پرکاری و دوره ی خلاقی بدل می گردد که نام ممیز را به عنوان گرافیستی مولف و کم نظیر بر سر زبانها می اندازد. همچنین ادامه کار ممیز در نشریات فرهنگ و نگین، راه را برای ورود گرافیستهای جوان و نوجوی دهه ی 40 مانند فرشید مثقالی باز می نماید. آثار روی جلد ممیز برای نشریه کتاب هفته نمونه هایی از چاپ (سیلک و لیتوگرافی) موفق و خلاقانه ای است که ارزشهای گرافیکی بسیار مفیدی را با خود به همراه دارد. تصویرسازی های درون کتاب نگاه نوجو و بی قرار او را که کمی متاثر از آثار گرافیکی اروپای شرق به خصوص لهستان و شوری سابق می نمود را داراست. این نگاه چنان از فیلتر مرتضی ممیز گذشت که تاثیر آن را بر جریان گرافیک و آثار گرافیستها می توان مشاهده نمود. روی جلدها در نگین و فرهنگ و زندگی نمونه ی برخورد خلاق و گرافیکی با موضوعاتی چون مشاهیر و ادبا می باشد که اگر چاپ نا مرغوب آن زمان را در دست پر خمیر ممیز، جذاب و حتی شاهکار بدانیم، کم بیجا نگفته ایم. در این دوره، صنعت چاپی که جای چندانی برای مانورِ تونالیته ها و رنگها ندارد با طراحی و شگردهای ممیز به دوره ای از کارهای خلاق و متفاوت بدل گردیده است و راه را برای ورود آثارِ آوانگارد در گرافیک می گشاید. می بایست به یاد آوریم در این دوره گرافیست از مرز برش کاغذ خود هم مطمئن نبودند و حاصل چاپ شده آثارشان معمولا فرق زیادی با نمونه طراحی شده داشته است ولی ممیز با مصالحه، سعی در ایجاد فضای کاری خلاق و پویا به نفع خویش می نماید. ممیز در این آثار به هیچ وجه گرفتار تولید آثاری صرفا ً تکنیکی نگردیده و همواره ابزار را در راه بیان ایده ها و افکارش به کار بست. چندان مبالغه نخواهد بود اگر بگوییم واژگان گرافیکِ آکادمیکِ امروز، عمری به اندازه ی مرتضی ممیز دارد یا شاید بهتر بگوییم عمری وابسته ی به مرتضی ممیز دارد. همچنین او از سال 48 تاکنون با تربیت خیل بسیاری از دانشجویان گرافیک تاثیر مثبتی بر ارتقاء و شناخت گرافیک در بین جامعه ی ایرانی داشت. ممیز علاوه بر دانشکده ی هنرهای زیبا در دانشکده ی هنرهای تزیینی و دانشگاه فارابی نیز تدریس نمود و رییس انتخابی کمیته هنرهای تجسمی یونسکو در تهران بوده است. عضو International Advertising Association نیویورک تا سال 54 بوده است و از سال 56 تاکنون نیز یکی از اعضای انجمن بین المللی طراحان گرافیک محسوب می گردد. علاوه بر اینها وی عضو موسس و رییس هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران و مشاور هنری و داور چندین بینال و نمایشگاه در داخل و خارج از ایران محسوب می گردد. در ادامه فعالیت مرتضی ممیز در دهه چهل، وی مدیر هنری نشریات ِ فرهنگ و زندگی(48تا57)، رودکی(50 تا57)، سینما(53و54)، معماری و هنر ایران(66)، کلک(69تاکنون)، نگاه نو(70تا78)، شریف(72تا80)، تصویر(71)، Silk Road(73و74)، فصلنامه خاورمیانه(73)، گفتگو(73تاکنون)، پیام امروز(73تا79)، زمان(73تا79) و جشنواره ی جهانی فیلم تهران(52تا56) نیز به شمار می آید. در حوزه ی تئاتر نیز با آثار «دیکته و زاویه» نوشته غلامحسین ساعدی و کارگردانی رشیدی در سال47 آغاز به کار نمود و طراحی صحنه ی این کار را بر عهده داشت و در ادامه طراحی صحنه هایی چون پرواربندان(ساعدی)، لئوکادیا(ژان آنوی- سمندریان)، وای بر مغلوب(ساعدی-رشیدی)، بازرس(گوگل-انتظامی) و...و همچنین طراح نورِ بازگشتی نیست(گلچهره سجادیه)، دندون طلا(داود میرباقری) و... را خلق نموده است. او علاوه بر آثار پوستر فیلم مانند ستارخان(علی حاتمی)، طبیعت بی جان(سهراب شهیدثالث)، مادر(علی حاتمی)، هامون(داریوش مهرجویی) و... سه انیمیشن کوتاه با عنوانهای: آنکه عمل کرد و آنکه خیال بافت(50)، یک نقطه ی سبز(51) و سیاه پرنده(52) را در پرونده خویش دارد. همچنین تصویرگر کتابهای بسیاری برای کودکان و نوجوانان محسوب می شود که مطرح ترین آنان مانند «اینک خورشید» نگاهی بسیار خلاق و جذاب در مقوله تصویر دارد، نگاهی پویا به پدیدآوری تصویرسازی کتاب کودک با مصالح تکرارشونده و درک مناسب از ویژگی های تصویر در خدمت متن. در تصاویر این کتاب با استفاده از فنون دستگاه کپی تصاویر طراحی شده توسط خود ممیز تکرار و کنار یکدیگر کلاژ گردیده است. آثار این کتاب نشان از هوش بالای طراح در گزینش و استفاده از تکنینک دارد. همچنین کتاب «قصه های قرآن» که یکی از معروفترین آثار وی با تکنیک «اسکراچ برد» به حساب می آید راهی تازه در تهیه ی تصویر سیاه و سفیدِ کتابهای نوجوانان می باشد. اتفاقی که تاثیر آن را در آثار تصویرگران هم نسل و بعد از خود به صورتی جدی می توان پیدا نمود. تمام آثار چاپ شده و فعالیتهای گذشته وی در اعتلای گرافیک و گذر از «کم دانسته ها» موثر و توانا بوده است. مرتضی ممیز علاوه بر دهها عنوان مقاله، نقد و گفتگو، آثاری را در هیبت کتاب به طبع رسانیده است که از جمله آنها می توان طراحی و نقاشی( وزارت آموزش و پرورش-51)، Graphic art in iran(شورای عالی فرهنگ و هنر-53)، طرح تزیینی و نقشه کشی (وزارت آموزش و پرورش-54)، نشانه ها(چهاررنگ-62)، طراحی اعلان(ویلهم-1984-آلمان)، تصویر و تصور(اسپرک-68)، طراحی روی جلد(ماه ریز-80)، طراحی اعلان جلد2(مرکز-81)، طراحی نشانه جلد2(ماه ریز-81) را ذکر نمود. اگرچه در سالیان اخیر چندان کار گرافیک نمی کرد و شاید بهتر بگوییم آثار چندان خوبی نداشت(آنطور که مرتضی ممیز را می شناختیم) ولی در شکلی تازه (به قول قباد شیوا:) دیپلمات فرهنگی شده بود و سعی بسیاری در تشکیل انجمن صنفی و ایجاد بستری برای حضور گرافیست ها از خود نشان داد که نتایج آن در شکل گیری نهادهای مختلف و گروههای هنری می توان جستجو کرد و فضای راکد گرافیک با تک عنوان نشریه گرافیکی و یک بینال دست و پا شکسته را (به همراه هم نسلان دیگر) تبدیل به جریانی از گروههای مختلف گرافیکی، بینالها و نمایشگاههای متعدد نمود که نیاز است تا از طرف نسل حاظر ادامه یابد. جریاناتی چون بینال پوستر، نمایشگاه روی جلد کتاب، پوسترهای تجربی و نمایشگاه تایپوگرافی و.... وی با برپایی و تشویق مجلات مختلف گرافیک و چاپ و معرفی هنرمندان و هنر گرافیک ایران به جهان راهی را به جوانمردی در زندگی طی نمود. روحش شاد!weblog.kargah.com/archives/Momayez.jpg (تاریخ ثبت شده بر اساس اطلاعات کتاب "روی جلد"های مرتضی ممیز)
|+|
نوشته شده توسط زاویه ÏÑ سه شنبه یکم فروردین 1385 | گروه گرافیک کرنر: |
|
|